برزو ارجمند بازیگر سینما و تلویزیون

متولد 1354 در مشهد

دارای مدرک کارشناسی خود از دانشگاه هنر و معماری در زمینه بازیگری و کارگردانی

برزو ارجمند

بیوگرافی برزو ارجمند

برزو ارجمند فرزند انوشیروان ارجمند بازیگر فقید سینما و تلویزیون ایران

وی برادرزاده داریوش ارجمند و برادر بهارک ارجمند است و همسرش پارمیس زند طراح چهره پردازی سینماست.برزو ارجمند

فیلم های سینمایی برزو ارجمند

معراجی ها(۱۳۹۲)
نازنین/کارگردان (۱۳۹۰)
از ما بهترون (۱۳۸۸)
طهران، تهران (۱۳۸۸)
محیا (۱۳۸۶)
پروانه ای در مه (۱۳۸۴)
روز سوم (۱۳۸۵)
انتخاب (۱۳۸۳)
جایی دیگر (۱۳۸۱)
سفر سرخ (۱۳۷۹)

برزو ارجمندسریال های تلویزیونی برزو ارجمند

سریال ما فرشته نیستیم(نوروز ۱۳۹۳)
سریال فراموشی (نوروز ۱۳۹۱)
مجموعه نون و ریحون (رمضان ۱۳۸۹)
مجموعه مرد دوهزارچهره (نوروز ۱۳۸۸)
مجموعه اشکها و لبخندها (۱۳۸۸)
مجموعه نردبام آسمان (۱۳۸۷)
داستانی خاطرات الاغ مهربان (۱۳۸۷)
مجموعه نشانی (۱۳۸۶)
مجموعه یک وجب خاک (۱۳۸۶)
مجموعه خواستگاران (۱۳۸۶)
مجموعه ما چند نفر (۱۳۸۶)
مجموعه ساعت شنی (۱۳۸۵)
مجموعه صاحبدلان (۱۳۸۵)
مجموعه شبهای برره (بازیگر مهمان) (۱۳۸۴)
مجموعه زیر آسمان شهر ۲ (۱۳۸۱)
مجموعه زیر گنبد کبود (۱۳۷۴)

برزو ارجمندآثار پخش شبکه خانگی برزو ارجمند

مجموعه قهوه تلخ (۱۳۹۱-۱۳۸۸)
طنز ویلای من -(مهران مدیری) – (۱۳۹۱)
مجموعه شوخی کردم – (مهران مدیری) -(۱۳۹۲)

بیشتر بخوانید >>>  مجموعه تصاویر مرحوم هادی نوروزی به همراه فرزندانش هانی و هانا
برزو ارجمندتصاویر زیبا و جذاب برزو ارجمند

برزو ارجمند

برزو ارجمند

برزو ارجمند

برزو ارجمند

برزو ارجمند

برزو ارجمندمصاحبه برزو ارجمند

(به نقل از آکا ایران)

* قبل از اینکه جانیار به دنیا بیاید دوست داشتید دختر باشد یا پسر؟

پارمیس: از همان اول پسر می خواستم. اما به خودم می قبولاندم که سالم بودن بچه مهم تر از هر چیزی است.

برزو: من هم پسر دوست داشتم اما همیشه می خواستم دو تا بچه داشته باشم. اولی پسر باشد و دومی دختر.

پارمیس: راستش را بخواهید برزو همیشه دوست داشت یک دختر داشته باشد و اسمش را بگذارد باران.

برزو: این دلیل داشت؛ من در 17 سالگی خواب دخترم را دیدم. در خوابم به او گفتم شما کی هستید؟ به من جواب داد که من باران ارجمند هستم. در آن زمان هم اسم باران خیلی کم شنیده بودم.

* اسم جانیار را چه کسی انتخاب کرد؟

پارمیس: برزو. از کتاب اسم انتخاب کردیم. خیلی دنبال اسم بودیم. یک شب چند تا از دوستان مان هم اینجا بودند، همین طور که داشتیم می گفتیم جانیار را انتخاب کردیم و همه هم گفتند که آره خیلی خوب است.

نحوه آشنایی و ازدواج برزو ارجمند
برزو: من و پارمیس هم دانشکده ای بودیم. گرایش من از سال سوم، نمایش بود و پارمیس طراحی صحنه می خواند. کار صحنه را از همان زمان شروع کردیم.
پارمیس گریم و طراحی صحنه کار می کرد و من هم بازی می کردم. پارمیس از ایران رفته بود. وقتی برای یک سفر کوتاه یک ماهه به ایران برگشت، با دوستان دانشکده جمع شدیم که به دیدنش برویم. وقتی به دیدنش رفتیم، بعد از نیم ساعت خیلی فی البداهه به نظرم رسید که می تواند همسر مناسبی برایم باشد. پرسیدم با من ازدواج می کنی؟ خندید و گفت: شوخی می کنی، بعد کمی فکر کرد و گفت: آره!
*به همین راحتی؟
آره. البته ما خیلی از هم شناخت داشتیم؛ 10 سال شناخت کافی نیست؟
* در مدت آن 10 سال هم به این فکر افتاده بودید که پارمیس می تواند همسر مناسبی برایتان باشد؟
نه، واقعا نمی دانم چه اتفاقی افتاد. راستش را بخواهید از این قبیل اتفاق ها در زندگی من زیاد است چون من با دلم زیاد تصمیم می گیرم و ضربه های فراوانی هم خورده ام اما در این یک مورد، از اینکه آن قدر ناگهانی تصمیم گرفتم، خیلی هم راضی ام.
*حالا چی شد که شما به سفر رفتید؟
پارمیس: بعضی بستگانم آمریکا بودند و من دیدم فرصت خوبی است که بروم چند دوره کاری ببینم. برای دیدن خانواده ام به ایران آمدم که چند هفته ای برگردم که خیلی ناگهانی قضیه خواستگاری و ازدواج من اتفاق افتاد.
*از خواستگاری تا ازدواج چقدر طول کشید؟
دقیقا 28 روز!
هیچ دلهره ای، تردیدی؟
نه، کلا هیچ کدام مان اهل اضطراب و دودلی نیستیم. باتوجه به شناختی که از هم داشتیم، هردو فکر کردیم درست انتخاب کرده ایم و دلیلی نداشت دچار تردید بشویم.

لطفا اشتراک گذاری نمایید