در غزل عاشقانه ذیل برای شما عزیزان چند غزل عاشقانه زیبا و شعر عاشقانه زیبا آماده شده است که امیدواریم بتواند لذت ادبی را به شما منتقل کند. (شعر عشق)

غزل عاشقانه شعر عشق جذاب

در این چند غزل عاشقان، می توانید عشق واقعی را مشاهده کنید. عاشق همواره حاضر است هر کاری برای معشوق بکند. در این غزل عاشقانه همین سخن به بیان شعر عاشقانه زیبا آمده است.

غزل عاشقانه شعر عشق

غزل عاشقانه: چشمم به حرف آمده (شعر عاشقانه زیبا)

چشمم به حرف آمده و بی قرار، لب
کی بشکند سکوت مرا بی گدار، لب
تقدیم تو هزاره ی من! یک هرات چشم
نا قابل است سهم تو یک قندهار، لب
“بودا” دل من است که تخریب می شود
بوسه است مرهم دل ومرهم گذار: لب
می رقصمت چنین که تویی در نواختن
نی : لب، کمانچه : لب، دف و چنگ و دوتار: لب
در حسرتم که اول پائیز بشکفد
بر شاخه ات شکوفه ی سرخ انار – لب
غزل عاشقانه: شعر از سیده کبری موسوی قهفرخی (شعر عشق)

غزل عاشقانه شعر عشق

غزل عاشقانه: هرگاه قصد فتح… (شعر عاشقانه زیبا)

از گریه گر گرفته به گهواره کودکم
قلبم به شوق توست که دلتنگ می زند
این طفل بی زبا ن چه کند چون که گرسنه است
بر سینه های مادر خود چنگ می زند
هرآرزو که سر بکشد در سرشت من
سرخورده اراده من می شود ولی
هرگاه قصد فتح نگاه تو میکنم
تیمور وار پای دلم لنگ می زند
ای مو به موی زلف تو در پیچ و تاب عشق
بی تو سیاه چشم سیاه است سرنوشت
چون منشاء سیاه و سفید است چشم تو
کی چرخشش به روز و شبم رنگ می زند
هر چند چشمه سار حقیقی است عشق دوست
من ماهیم به تنگ مجاز نگاه تو (شعر عشق)
تا سنگ قلب توست در این عشق عاقبت
دست تو تنگ را به سر سنگ میزند
ای دل تو در خیال به دنبال کیستی
در آب عکس ماه مگر صید کردنی ست
فرق است بین جست پلنگانه سوی ماه
با چنگ روی آب که خرچنگ می زند
تا کی رها شوند چنین مردمان اشک
از قله نگاه تو بر دره دلم (شعر عشق)
رنگین کمان بیاور و بارانیم نکن
قلبم به عشق توست که دلتنگ می زند
غزل عاشقانه: شعر از حمید درویشی (شعر عشق)

غزل عاشقانه شعر عشق

غزل عاشقانه: از عشق… (شعر عاشقانه زیبا)

دستی كه نان و نور به من داد می‌رود
من مرده بودم او كه مرا زاد می‌رود
این روزها كه می‌گذرد بی صدای او
تقویم پاره‌ایست كه در باد می‌رود
از من مخواه آینه باشم که در دلم
یک چهره مانده و … مگر از یاد می رود
بودن برای او قفسی تنگ بود و حال
مرغ از قفس پریده و آزاد می رود (شعر عشق)
از عشق بیست سالگی ام حرف می زنم
مردی که در اوایل مرداد می رود
غزل عاشقانه: شعر از سیده کبری موسوی قهفرخی (شعر عشق)

بیشتر بخوانید >>>  سرگذشت سعدی + زیباترین اشعار سعدی از گلستان و بوستان سعدی

غزل عاشقانه شعر عشق

غزل عاشقانه: بهایی بیشتر از سوختن (شعر عاشقانه زیبا)

در ذیل یک شعر عشق بسیار زیبا برای شما عزیزان در نظر گرفته ایم. در این شعر عاشقانه زیبا، شاعر نهایت هنرمندی را به کار برده است. این غزل عاشقانه را بخوانید.
من بهایی بیشتر از سوختن پرداختم
از جهانی دل بریدم با تو امّا ساختم
مرکبی جز عشق تاب این هیاهو را نداشت
سوی این فرجام مبهم تا بخواهی تاختم
شهره ی پرهیز بودم روزگاری دورتر
پیش چشمان غزلخیزت سپر انداختم
از یقین کهنه ی دیروزها چیزی نماند
من به پای عشق کافرکیشت ایمان باختم
حیرتم افزودی و بیگانگی آموختی
حال می بینم که آری جز تو را نشناختم
این غزل عاشقانه حتما توجه شما را جلب کرده است.

غزل عاشقانه شعر عشق

غزل عاشقانه: هی پی پلنگم ….

یک غزل عاشقانه ساده و معاصر که در اوج سادگی به زیبایی فراغ یار را به تصویر می کشد:

تن داده ام در این نبرد از پا بیفتم
حتی اگر از چشم خیلی ها بیفتم

دیگر نمی خواهم برای با تو بودن
چون بختکی بر جانِ این دنیا بیفتم

وقتی نمی فهمد کسی گنجشکها را
زخمی بزن بر بالهایم تا بیفتم

تا سرنوشتِ ماه در دستانِ برکه ست
هی می پلنگم تا از این بالا بیفتم

ترسی نخواهم داشت از بازیِ تقدیر
از اینکه روزی امتحانم را بیفتم

اصلا چه فرقی می کند وقتی نباشی
بر روی پاهایم بمانم یا بیفتم

غزل عاشقانه شعر عشق

غزل عاشقانه : حس می کنم …

یک غزل عاشقانه و شعر عاشقانه زیبا و بسیار حسی و احساسی را در ادامه می خوانیم :

حس می کنم ، حسم به تو حسی نو است
حسم برای حس تو ، شعری نو است
حس می کنم ، حس کرده ای احساس من
احساس حسم حاسد و جنسی نو است
حدسی بزن ، حسم حسود حس کسیت
احساس تو بر حس من ، حدسی نو است
در حس تو ، احساس من محسوس شد
احساس کن حس مرا ، حسی نو است
سحری بکن ای ساحر احساس من
هر حس تو نسبت من ، سحری نو است
مبحوس گشت احساس من از حس تو
حساس کن احساس خود ، فصلی نو است !!!

غزل عاشقانه شعر عشق

شعر عاشقانه زیبا : همدمم این روزها سیگار باشد بهتر است

یک شعر عشق و عاشقانه زیبای دیگر از اشعار شاعران معاصر برای شما اماده نموده ایم :

بیشتر بخوانید >>>  زندگینامه و زیباترین اشعار فریدون مشیری : شعر کوچه و شعر مادر

رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر است

بین ما این فاصله “بسیار” باشد بهتر است

من به دنبال کس‍ی بودم که “دلسوزی” کند

همدمم این روزها سیگار باشد بهتر است

من نگفتم آنچه حلاج از تو دید و فاش کرد

سر نوشت “رازداری”، دار باشد بهتر است!

خانه ی بیچاره ای که سرنوشتش زلزله است

از همان روز نخست آوار باشد بهتر است

گاه نفرت حاصلش عشق است، این را درک کن

گاه اگر از تو دلم بیزار باشد بهتر است

غزل عاشقانه شعر عشق

شعر عاشقانه زیبا : همدمم این روزها سیگار باشد بهتر است

یک غزل عاشقانه ی دیگر را که از شاعر معاصر حجت الله نظریان است برای شما عزیزان آماده نموده ایم که امید است از آن لذت ببرید :

آبی‌تر از نگاه تو موجی ندیده‌ام باران و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند

مرهم ز چشم‌های تو ‌می‌بارد و امید درمان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند

دستام نمی‌رسد که به ایوان چشم تو روزی دخیل بندم و حاجت بگیرم آه

هر شب ستاره ‌می‌شکفد در خیال من کیوان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند

با پرفریب نرگس در شب نشسته‌ات راه کدام عاشق سرگشته ‌می‌زنی ؟!

آتش شدی و شعله به هر گوشه ‌می‌زنی شیطان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند

والاتر از حماسه‌ی چشمت حماسه نیست سرکش‌تر از همیشه‌ی دریا نگاه تو

پس کی غزال وحشی من رام ‌می‌شوی ؟! عصیان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند ؟!

وقتی بت سکوت مرا با نگاه خود، در ابتدای حنجره‌ام خرد ‌می‌کنی

باید به چشم‌های تو ایمان بیاورم ایمان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند

غزل عاشقانه شعر عشق

شعر عاشقانه زیبا : آبی‌تر از نگاه تو موجی ندیده‌ام

یک غزل عاشقانه ی دیگر را که از شاعر معاصر حجت الله نظریان است برای شما عزیزان آماده نموده ایم که امید است از این غزل عاشقانه لذت ببرید :

آبی‌تر از نگاه تو موجی ندیده‌ام باران و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند

مرهم ز چشم‌های تو ‌می‌بارد و امید درمان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند

دستام نمی‌رسد که به ایوان چشم تو روزی دخیل بندم و حاجت بگیرم آه

هر شب ستاره ‌می‌شکفد در خیال من کیوان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند

با پرفریب نرگس در شب نشسته‌ات راه کدام عاشق سرگشته ‌می‌زنی ؟!

آتش شدی و شعله به هر گوشه ‌می‌زنی شیطان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند

والاتر از حماسه‌ی چشمت حماسه نیست سرکش‌تر از همیشه‌ی دریا نگاه تو

پس کی غزال وحشی من رام ‌می‌شوی ؟! عصیان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند ؟!

بیشتر بخوانید >>>  چند شعر بسیار زیبا برای پدر از زیباتری اشعار در وصف پدر

وقتی بت سکوت مرا با نگاه خود، در ابتدای حنجره‌ام خرد ‌می‌کنی

باید به چشم‌های تو ایمان بیاورم ایمان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند

غزل عاشقانه شعر عشق

شعر عاشقانه زیبا (غزل عاشقانه) : بغل اختراع شد

غزل عاشقانه و جالب از حامد عسکری …خواندنش خالی از لطف نیست. سبک جالبی دارد.

وقتی بهشت عزوجل اختراع شد
حوا که لب گشود عسل اختراع شد
آهی کشید و آه دلش رفت و رفت و رفت
تا هاله ای به دور زحل اختراع شد
آدم نشسته بود، ولی واژه ای نداشت
نزدیک ظهر بود … غزل اختراع شد
آدم که سعی کرد کمی منضبط شود
مفعول و فاعلات و فعل اختراع شد
“یک دست جام باده و یک دست زلف یار”
اینگونه بود ها…! که بغل اختراع شد

غزل عاشقانه شعر عشق

غزل عاشقانه فوق العاده زیبا از خلیل ذکاوت

دو دلم اول خط نام خدا بنویسم ……… یا که رندی کنم و نام تو را بنویسم

همه یک گفتم و دینم همه یکتایی بود ……… با کدامین قلم امروز دوتا بنویسم

ای که با حرف تو هر مسئله ای حل شدنیست ……… به خدا خود تو بگو نام که را بنویسم

صاحب قبله و قبله دو عزیزاند ولی ……… خوشتر آن است من از قبله نما بنویسم

آسمان مثل تو احساس مرا درک نکرد ……… باز غم نامه به بیگانه چرا بنویسم

تا به کی زیر چنین سقف سیاه و سنگین ……… قصه ی درد به امید دوا بنویسم

قلمم جوهرش از جوش و جراحت باقیست ……… پست باشم که پی نان و نوا بنویسم

بارها قصد خطر کردم و گفتی ننویس ……… پس من این بغض فرو خورده کجا بنویسم

بعد یک عمر ببین دست و دلم می لرزد ……… که من و تو به هم آمیزم و ما بنویسم

من و تو چون تن و جانند مخواه و مگذار ……… این دو را باز همین طور جدا بنویسم

شعر من با تو پر از شادی و شیرین کامیست ……… باز حتی اگر از سوگ و عزا بنویسم

با تو از حرکت دستم برکت می بارد ……… فرق هم نیست چه نفرین چه دعا بنویسم

از نگاهت به رویم پنجره ای را بگشای ……… تا درآن منظره ی روح گشا بنویسم

عشق آن روز که این لوح وقلم دستم داد ……… گفت هر شب غزل چشم شما بنویسم

 

غزل عاشقانه: بدون نظرات و انتقادات شما این صفحه بهبودی نخواهد داشت. بنابراین نظرات خود درباره غزل عاشقانه را برای ما بفرستید. (شعر عشق)

لطفا اشتراک گذاری نمایید