بسیاری از اشعار مولانا دارای مضامین زیبای عاشقانه هستند. مضامینی که در ابتدای کار و در برداشت اولیه از اشعار عاشقانه مولانا می شود ولی در بطن و لایه های پنهان اشعار عاشقانه مولانا می توان زیباترین و جذاب ترین مضامین عارفانه و عرفانی را یافت. در شعر عرفانی زیر به خوبی می توان محتوای عرفانی شعر مولوی را یافت.
اشعار عاشقانه مولاناای جان تو جانم را از خويش خبر کرده
انديشه تو هر دم در بنده اثر کرده

 

ای هر چه بينديشی در خاطر تو آيد
بر بنده همان لحظه آن چيز گذر کرده

 

از شيوه و ناز تو مشغول شده جانم
مکر تو به پنهانی خود کار دگر کرده

 

بر ياد لب تو نی هر صبح بناليده
عشقت دهن نی را پرقند و شکر کرده

 

از چهره چون ماهت وز قد و کمرگاهت
چون ماه نو اين جانم خود را چو قمر کرده

 

خود را چو کمر کردم باشد به ميان آيی
ای چشم تو سوی من از خشم نظر کرده

 

از خشم نظر کردی دل زير و زبر کردی
تا اين دل آواره از خويش سفر کرده

 

همانطور که مشاهده نمودید اشعار مولانا دارای معانی بلند عرفانی می باشد که در قالبی عاشقانه بیان گردیده است. امیدواریم از این شعر عرفانی مولانا لذت برده باشید.

بیشتر بخوانید >>>  شعر طنز زیبای بمب خنده+ شعر کوتاه پر محتوا و زیبا

اشعار عاشقانه مولانا

اشعار عاشقانه مولانا

شعر پر محتوای زیر علاوه بر داشتن معانی نغز عرفانی و عاشقانه دارای آهنگی زیبا و ریتمیک می باشد که در زمان معاصر نیز طرفداران فراوانی دارد. مولانا در شعر عرفانی زیر معانی عمیقی را در قالب کلماتی کوزون و هم آهنگ بیان می کند که شیرینی آن را دوچندان می نماید. با هم یکیدیگر از اشعار عاشقانه و عارفانه مولانا را می خوانیم.

جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی
بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی

 

صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم
یا راه نمی‌دانی یا نامه نمی‌خوانی

 

گر نامه نمی‌خوانی خود نامه تو را خواند
ور راه نمی‌دانی در پنجه ره دانی

 

بازآ که در آن محبس قدر تو نداند کس
با سنگ دلان منشین چون گوهر این کانی

 

ای از دل و جان رسته دست از دل و جان شسته
از دام جهان جسته بازآ که ز بازانی

 

هم آبی و هم جویی هم آب همی‌جویی
هم شیر و هم آهویی هم بهتر از ایشانی

 

چند است ز تو تا جان تو طرفه تری یا جان
آمیخته‌ای با جان یا پرتو جانانی

 

نور قمری در شب قند و شکری در لب
یا رب چه کسی یا رب اعجوبه ربانی

بیشتر بخوانید >>>  4 شعر عاشقانه زیبا از شاعر غزل سرای ایرانی حافظ شیرازی (بسیار دلنشین)

 

هر دم ز تو زیب و فر از ما دل و جان و سر
بازار چنین خوشتر خوش بدهی و بستانی

 

از عشق تو جان بردن وز ما چو شکر مردن
زهر از کف تو خوردن سرچشمه حیوانی

اشعار عاشقانه مولانا

شعر عاشقانه مولانا:در هوایت بی قرارم روز و شب

در هوایت بی قرارم روز و شب

سر ز پایت بر ندارم روز و شب

روز و شب را همچو خود مجنون کنم

روز و شب را کی گذارم روز و شب؟!

جان و دل می خواستی از عاشقان

جان و دل را می سپارم روز و شب

تا نیابم آنچه در مغز منست

یک زمانی سر نخارم روز و شب

تا که عشقت مطربی آغاز کرد

گاه چنگم، گاه تارم روز و شب

ای مهار عاشقان در دست تو

در میان این قطارم روز و شب

زآن شبی که وعده دادی روز وصل

روز و شب را می شمارم روز و شب

بس که کشت مهر جانم تشنه است

ز ابر دیده اشکبارم روز و شب

امیدواریم از این شعر بسیار زیبا و دلنشین و عاشقانه عارفانه مولوی لذت برده باشید.

لطفا اشتراک گذاری نمایید