شعر عاشقانه حافظ جزو پر طرفداترین اشعار عاشقانه فارسی است. خیلی ها شعر عاشقانه زیبا را با اشعار زیبای حافظ شیرازی می شناسند، شاید اگر عاشقانه های این شاعر بلند آوازه ایرانی نبود خیلی ها طعم اشعار عاشقانه و پر مفهوم پارسی را درک نمی کردند. در ادامه 4 شعر عاشقانه حافظ را که جزو زیباترین اشعار وی می باشد با هم می خوانیم.

شعر عاشقانه حافظ

شعر عاشقانه حافظ : شعر عاشقانه زیبا “دست از طلب …”

یکی از معروف ترین های شعر عاشقانه حافظ که بسیار شنیده شده است :

 

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

 

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن برآید

 

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران

بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

 

جان بر لبست و حسرت در دل که از لبانش

نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید

 

از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم

خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید

شعر عاشقانه زیبا

شعر عاشقانه حافظ : شعر عاشقانه زیبا “دوش در حلقه ما …”

یکی دیگر از اشعار عاشقانه و عارفانه حافظ خواندن بار ها و بار های آن از زیبایی آن کم نمی کند.

بیشتر بخوانید >>>  زندگینامه پروین اعتصامی + زیباترین اشعار : کبوتربچه ای و...

 

دوش در حــلقه مــا قصــه گیســوی تـو بود

تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

 

دل که از ناوک مژگان تو در خون مـی‌گـشت

بـــاز مشتـــاق کمـــانـخانـه ابروی تو بود

 

هــم عفــاالله صبـــا کــز تــو پیامـی مـی‌داد

ور نه در کس نرسیدیم کـه از کوی تو بود

 

عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت

فـتـنه انگیـز جهــان غمــزه جادوی تو بود

 

مــن سرگشـته هم از اهل سـلامت بـودم

دام راهـــم شـکـن طـره هنــدوی تو بود

 

بـگشــا بنــد قبــا تــا بگشـــایـد دل من

کــه گشـادی کـه مرا بود ز پهلوی تو بود

 

بــه وفــای تــو کــه بـر تربــت حــافظ بـگذر

کـز جهان می‌شد و در آرزوی روی تو بود

شعر عاشقانه زیبا

شعر عاشقانه حافظ : شعر عاشقانه زیبا “زلف بر باد مده …”

 

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم

 

می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر

سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم

 

زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم

طره را تاب مده تا ندهی بر بادم

 

یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم

غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم

بیشتر بخوانید >>>  چند شعر عاشقانه غمگین : بهترین شعرهای عاشقانه کوتاه و غمگین

 

رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم

قد برافروز که از سرو کنی آزادم

شعر عاشقانه زیبا

شعر عاشقانه حافظ : شعر عاشقانه زیبا “زتاب آتش سودای عشقش …”

 

ز تاب آتش سودای عشقش

به سان دیگ دایم میزنم جوش

 

چو پیراهن شوم آسوده خاطر

گرش همچون قبا گیرم در آغوش

 

اگر پوسیده گردد استخوانم

نگردد مهرت از جانم فراموش

 

دل و دینم دل و دینم ببردست

برو دوشش بر و دوشش بر و دوش

 

امیدواریم از این اشعار عاشقانه و بسیار زیبای حافظ شیرین سخن لذت برده باشید.

لطفا اشتراک گذاری نمایید